السيد نعمة الله الجزائري ( مترجم : صادق وحسين حسن زاده )

366

قصص الأنبياء ( تاريخ انبياء ) ( از آدم تا خاتم ) ( فارسى )

آن‌گاه جادوگران در برابر موسي به خاك افتادند . هامان وزير فرعون به او گفت : اگر اين‌چنين پيش رود ديري نميپايد كه آيين تو از ميان مىرود . بهتر است كه ياران موسي را به زندان افكني . فرعون نيز چنين كرد و به پندهاي موسي گوش فرا نداد . چندي بعد ، خداوند طوفاني را در ميان آنان برپا داشت ، آنها ناگريز شدند كه از خانه‌هاي خويش بگريزند و در پناه چادرها و در بيابان‌ها به سر برند . پس از چندى ، فرعون از موسي خواست كه دست به دعا بردارد و عذاب الهي را از ميان آنان ببرد . در عوض او نيز بني اسرائيل را رها خواهد كرد . موسي دعا كرد و رحمت خداوند فرود آمد . ولي فرعون ديگربار با سخنان وزيرش هامان وسوسه شد و به آزار بني اسرائيل پرداخت . دوباره عذاب فرود آمد و اين اتفاق بارها تكرار شد ؛ يك بار ملخ‌ها بر كشتزارهاي آل فرعون هجوم آوردند و همه‌چيز را نابود كردند . و زماني شپش‌ها حمله‌ور شدند ، خداوند شپش را براي نخستين‌بار در آن روزگار آفريد . روزگاري نيز قورباغه‌هايي را در آب و غذاي فرعون وارد كرد كه آتش از پشت و گوششان خارج مىشد . هنگامي كه فرعون به آزار بني اسرائيل ادامه داد ، خداوند آب نيل را براي آل فرعون تبديل به خون نمود ، ولي هرگاه بني اسرائيل به سوي آب دست مىبردند اثري از خون نبود . فرعون به سركشي خويش ادامه مىداد . تا اينكه تگرگي سرخ‌رنگ بر سر آنها باريد و بسياري از آل فرعون به هلاكت رسيدند . دوباره فرعونيان از موسي خواستند كه دعا كند و عذاب رخت بربندد ، با دعاى موسي عذاب برداشته شد ، بسياري از مردم به موسي ايمان آورده بودند و او تصميم گرفت كه با پيروانش از مصر برود . فرعون به سفارش وزيرش هامان با لشكري به دنبال موسي و يارانش رفت . « 1 » نگارنده گويد : فرعون مردم را وادار مىكرد كه او را بپرستند . خود نيز بت مىپرستيد و مردم براي تقرب به فرعون ، بت مىپرستيدند . در روايات آمده است كه فرعون گاو مىپرستيد ، به همين دليل بعدها ،

--> ( 1 ) . تفسير قمى ، ج 1 ، ص 236 تا ص 238 .